غرق در انديشه ات سوار اتوبوس شدم
و چند سکه اي به راننده بابت کرايه دو نفر دادم،
پيش از آنکه دريابم تنهايم!
از استقلال هتل و از جمهوری خیابانش
سالهای سال همه چیز تغییر کرد
جز ساندیس هایی که رویش مینویسند: از اینجا باز کنید
ولی مردم هنوز از اونجا باز می کنند!
یک عمر سعی کردم مردم بفهمند
اما آنها فقط می خندیدند!
چارلی چاپلین
بین من و تو چیزی
دیوار نخواهد شد
گر فاصله نیز افتد
بسیار نخواهد شد
اون که بود تو بودی اون که تو قلب تو نبود من بودم
یکی داشت یکی نداشت
اونی که داشت تو بودی اونی که جز تو کسی رو نداشت من بودم
یکی خواست یکی نخواست
اونی که خواست تو بودی اونی نخواست از تو جدا بشه من بودم
یکی گفت یکی نگفت
اونی که گفت من بودم اونی که نگفت دوست دارم تو بودی
تو ای بنده!
نپندار که زمزمه های پنهانی و در گوشی بهترین سخن است
بیشتر به آنی گوش فرادار که بی پرده میشنوی!
داریوش کبیر
ما دو تا انتخاب داريم.
برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم،
يا بيدارشيم و روياهامون رو دنبال کنيم.
انتخاب باشماست…
یک عروسک بود..تو رفتی و دل من از هجوم درد شکست..
و دل برای شکستن چقدر کوچک بود . . .
رفاقت ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست
رفاقت آنست که یکی برای دیگری چتری شود
و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد...!